عقربه های ساعت چه بدجنساند. حضورت را که میفهمند انگار با هم مسابقه میدهند. وقتی میروی میمانم و دلتنگی سنگینی که ناگاه آوار میشود. عقربهها سنگینی آوار را میفهمند و اگر بتوانند اصلا نمیچرخند. این صفحات میشوند گریزگاه یا شاید پناهگاه،
برچسب:
نویسنده: حدیث سلیمانی
تاريخ: دوشنبه
26 فروردين
1398 ساعت: 9:00