"نامه ای عاشقانه از دختری در عهد قاجار"
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
بسم المعطّرٌ_الحبیب تصدقت گردم، دردت به جانم، من که مُردم وُ زنده شدم تا کاغذتان برسد، این فراقِ لاکردار هم مصیبتی شده. زن جماعت را کارِ خانه وُ طبخ وُ رُفت و روب وُ وردار و بگذار نکُشد، همین بیه
بدون عنوان
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
عقربه های ساعت چه بدجنساند. حضورت را که میفهمند انگار با هم مسابقه میدهند. وقتی میروی میمانم و دلتنگی سنگینی که ناگاه آوار میشود. عقربهها سنگینی آوار را میفهمند و اگر بتوانند اصلا نمیچرخند. این صفحات میشوند گریزگاه یا شاید پناهگاه،
مرثیه
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
باران خواهد بارید، خورشید خواهد تابید، گلی خواهد روئید، بلبلی خواهد خواند، سبزهای قد راست خواهد کرد، شاپرکی شاد پر خواهد کشید، قطرهای باران از روی گلبرگی خواهد چکید، من اینهمه را زیبا خواهم دید ولی
فارسی شکر است
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
هيچ جاي دنيا تر و خشک را مثل ايران با هم نميسوزانند. پس از پنج سال در به دري و خون جگري هنوز چشمم از بالاي صفحهي کشتي به خاک پاک ايران نيفتاده بود که آواز گيلکي کرجي بانهاي انزلي به گوشم رسيد که «ب
دوست
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
بیش از نگاهی مهربان و دلی دوست#دار، آدمی چه میخواهد از روزگار؟!وقتی همه دنیا را میتوان در کاسهای ریخت و نثار کردوقتی فاصله میان من و خوشبختی تنها کلامی است که به اعجازش دیوارها فرو خواهند ریختچرا م
مشاطه
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
«چه حاجتست به مشاطه# روی زیبا را» یا «حاجت مشّاطه نیست روی دلارام را». سعدی هی تکرار میکند زیبارویان به آرایشگران نیازمند نیستند. حافظ نیز پس از سعدی همین مضمون را تکرار میکند «به آب و رنگ و خال و خ
آرامش
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
در قلعه احساس امنیت و آرامش# خواهم کرد چرا که میدانم قلبی به یادم میتپد. قلبی بزرگ و مهربان که محبت سرخ را به جام وجودت میریزد. به قلعه پناه ببر اگر توفان روزگار آشفتهات کرد.
سفر
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
میهمانها آمدند و رفتند. سکوت آزارم میدهد. کلافه در پی چیزی میگردم. تازه روز اول است.
شادی
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
دیدار یار غایب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان بر تشنهای بباردسودای عشق پختن، عقلم نمیپسنددفرمان عقل بردن، عشقم نمیگذاردبیحاصل است یارا، اوقات زندگانیالا دمی که یاری با همدمی برآردچه خوب که در دنیای امروزین، دیدار یار غائب چنانکه سعدی فرموده، میسر و ممکن شده
بیم
-
تاریخ: 1398/1/26 ساعت: 9:00
دوست شدن به کوهنوردی میماند. هر چه بالاتر میروی چشماندازهای زیباتر و دلنشینتر پیش چشمانت پدیدار میشود. از هوای پاکتر پر میشوی و جانت تازه میشود چنانکه میخواهی همیشه در اوج بمانی و بالاتر بروی
واگویه
-
تاریخ: 1397/8/20 ساعت: 11:35
گر کسی وصف او ز من پرسد بیدل از بی نشان چه گوید باز عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز بیبهانهای و تنها برای آنکه در پایان سال چیزی نوشته باشم
باران
-
تاریخ: 1397/8/20 ساعت: 11:35
میروی و گریه میآید مرا اندکی بنشین که باران بگذرد. (امیر خسرو دهلوی) ********** جز در صفای اشک دلم وا نمیشود باران به دامن است هوای گرفته را (محمد تقی بهار - ملکالشعرا)
واژهپردازی دوباره
-
تاریخ: 1397/8/20 ساعت: 11:35
سالها پیش به پاکستان رفته بودم. فارسی را نیکوتر از ما پاس داشتهاند. نمونهها: برای مهربانی (لطفا) سیگار نکشید. روانهگی (خروجی) / کرانهگی (ورودی) در سالن فرودگاه ناریخ پیدایش (تولد)
بادگیرها
-
تاریخ: 1397/8/20 ساعت: 11:35
در هوای کویری بادها همواره میوزند از همه سو. آفتاب نیز فراوان است و بارش اندک. هراندازه آب گرانبهاست، گرمای تابستان نیز جانفرسا. اندیشه به کار میآید و از گچ و خاک و کاه بنائی میسازد چهارگوشه که باد را از هر سو در خود میگیرد و به پائین میفرستد. بنای چارگوش توخالی است و چونان چاهی به درون خانه میرود ت...
از بودن و نبودن
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:39
از بودن و نبودن آدمها می آیند و می روند. چه باقی می ماند؟ در کجا؟ اگر حافظه دیگر آدمها را که خود از بین رفتنی است کنار بگذاری، دیگر چه باقی خواهد ماند. میترسم از اینکه باور کنم هیچ چیز نیست و با خود بزرگ پنداری مفرط گمان میبریم یا دست کم امیدواریم با مردن تمام نشویم و چیز دیگری جای دیگری باشد که حضو...
واژه پردازی - دوباره
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:39
برنامه را می ریزند. چای و آب را نیز. کوه هم گاهی ریزش میکند مانند دل من. هر چیز که به کوچکتر از خود خرد میشود، ریخته شده است. مراد از برنامه ریزی شکستن یک کار بزرگتر است به اجزاء سازنده آن که اگر جز این باشد راه به جائی نمیبرد، چنانکه شکستن کوه به ذرات سنگ و ریز کردن آن. باید آنچه داری بریزی روی میز...
رفتی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:39
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل از کاروان چه ماند، جز آتشی به منزلدیر رسیدم مانند همه عمر که دیر رسیدم به فهم ارزش برخی کلمات و بعضی لحظهها. چه دیر بوسیدن دستش را یاد گرفتم و چه دیر ارزش بودن در کنارش را دریافتم. همیشه دیر، همیشه ای کاش و همیشه حسرت... نیمه اولین ماه تابستان مانند نیمه اولین ماه زمستا...
واژهپردازی "کاش"
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:27
اگر "کاش" به زیبائی طبیعی و گل و بته اشاره کند: آنگاهکاشتن : گلکاری کردنکاشانه (کاش + انه) : جائی که برای زیستن ادمی با گل زیبا شدهکاشی : برای گل و بتههای نقاشی شدهاش کاسه (کاشه) : ظرفی که رویش با گل و بته زیبا شدهکاشان: جائی (شهری) که پیرامونش دشتهای پر گل فراوان است (قمصر)کاشمر : لابد اشاره به زیب...
نام روزهای هفته
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:27
نام روزهای هفته در ايران کهن بدين گونه بوده است کیوان شید = شنبه مهرشید = یکشنبه مه شید = دوشنبه بهرام شید = سهشنبه تیرشید = چهارشنبه هرمزشید = پنجشنبه ناهیدشید یا آدینه = جمعه اينک با بررسی ريشههای اين واژگان به اين برآيند ساده میرسيم: Saturday = Satur + day Satu = کیوان ---------------------------...
ماست کیسه کردن
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:27
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکانهای شهر سر زد و ماست خواست. ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی میخواهی ؟ ماست خوب یا ماست مختارالسلطنه ! وی شگفتزده از این دو گونه ماست پرسید. ماست فروش گفت: ماست خوب ه...